بيگاري دانشجويي
ين گزارش خردادماه ۱۳۸۳ در ستون «فقط دانشجويی» شماره ۵۶-۵۵ نشريه دانشجويی واحه (دانشگاه فردوسی، دانشکده مهندسی) بدون درج نام نويسنده منتشر شد.
همچنين در يازدهمين جشنواره منطقهاي نشريات دانشجويي (خرداد ۸۵، گرگان) اين نوشته مقام سوم «بهترين گزارش» را كسب كرد.
يك- «من نه تنها كارگر ساده نيستم، كه كارگر ماهر هم به حساب نميآيم و دارم در حد يك كارشناس كار ميكنم. اما حقوق پايه يك كارگر ساده بدون احتساب عيدي، مرخصي، بن و ... ۱۳۰ هزار تومان در ماه است و به من حداكثر ماهانه بيست هزار تومان ميدهند كه آن هم ۵ ماه است كه پرداخت نشده است»
اينها بخشي از سخنان يكي از سوپروايزرهاي اتاق كامپيوتر دانشكده مهندسي بود كه خطاب به مهندس شريف، مدير امور دانشجويي دانشگاه گفته شد. در جلسهاي كه براي پاسخگويي مديران دانشگاه به دانشجويان ترتيب داده شده بود، اما دو ساعت پس از عزيمت اعضاي شوراهاي صنفي، شوراهاي مركزي كانونها و انجمنهاي علمي دانشگاه به تهران، جهت بازديد از نمايشگاه كتاب آغاز شد و طبيعتاً در تعطيلي انجمنهاي اسلامي، تنها گروههايي كه جهت حضور در مراسم پرسش و پاسخ در دانشگاه مانده بودند، اعضاي بسيج، نهاد و جامعه اسلامي بودند. پس عجيب نبود كه بيشتر سؤالات در خصوص عملكرد مديريت فرهنگي دانشگاه طرح شوند و دغدغه اصلي اكثر پرسشگران تعطيلي همه فعاليتهايي باشد كه از جانب آنها طرحريزي نشده باشد. حتي با وجود آن كه بخش عمده بودجه فرهنگي دانشگاه به ايشان اختصاص يافته است.
دو- استادي از زمان دانشجويياش، پيش از انقلاب نقل ميكند و از غذاي اين چنين و آن چناني و موزي كه به سادگي دورش ميانداختهاند صحبت ميكند. از كمك هزينه تحصيلي ميگويد كه در راه خدا اعطا ميشد و از وام دانشجويي قابل توجهي كه با آن توانسته تلويزيون بخرد، سخن ميگويد و در مورد بازپرداخت وام اضافه ميكند: «در عوض وام دانشجويي، بايد كار دانشجويي انجام ميداديم كه اگر حساب ميكردي حقوقش خيلي قابل توجه بود. آن هم چه كاري؟ يك كار دفتري راحت و كمدردسر كه اگر نميرفتي هم بازخواستت نميكردند.» حالا دانشجوي ممتاز ترم قبل همان استاد در عوض كلاس حل تمريني كه ميگذارد، ساعتي ۱۰۰ تومان ميگيرد. يعني بابت ۱۵ جلسه دو ساعته كلاس، در آخر ترم ۳۰۰۰ تومان به حسابش واريز ميشود كه به طعنه يكي از همين اساتيد حل تمرين، ميتواند با آن خانه، ماشين و موبايل بخرد، ازدواج كند و با همسرش خارج هم برود! اما اين همه پول حتي پاسخگوي كرايه رفت و آمدش به دانشگاه هم نيست.
سه- سال ۱۳۶۹ بود كه در شوراي عالي انقلاب فرهنگي، پدرخوانده و قيم دانشگاههاي كل كشور، مصوبهاي در خصوص كار دانشجويي داشت و در آن دستمزد كار دانشجويي را براي دانشجوي كارشناسي با كمتر از ۷۰ واحد پاس كرده، ساعتي هشتاد تومان، دانشجوي كارشناسي با بيش از ۷۰ واحد پاس كرده، ساعتي صد تومان و براي دانشجوي كارشناسي ارشد ساعتي دويست تومان در نظر گرفت. اما به دليل وحي منزل بودن مصوبات اين شورا و عدم امكان دست بردن در آنها، دولت و مجلس نميتوانستند تغييري در اين ارقام بدهند و وجود مسائل مهمتري از قبيل فيلترينگ اينترنت هم جلوي تجديد نظر شورا در مصوباتش را ميگرفت. اين بود كه حتي پس از گذشت ۱۳ سال هم قانوناً تغييري در اين مورد صورت داده نشد. دستمزد دانشجو براي كار ۱۳ سال در يك رقم ثابت مانده بود، در حالي كه سطح عمومي قيمتها در همين مدت بيش از ۱۰ برابر شده بود.
نكته جالب قضيه آن جاست كه در همين سالها دانشجوي دانشگاه آزاد براي كارش ساعتي ۳۰۰ تومان حقالزحمه ميگيرد. در حالي كه قاعدتاً دانشگاه غيردولتي بايد پول بيشتري بگيرد و امكانات كمتري بدهد. اما شوري اين قضيه براي مسئولين دانشگاه به هيچ روي مزه نشد و تنها دانشجوست كه طعم گس چنين بهرهكشي نامنصفانهاي را ميچشد.
چهار- بحث كار دانشجويي در حيطه وظايف و مسئوليتهاي مهندس شريف، مدير امور دانشجويي دانشگاه است. كسي كه آگاهان معتقدند مدير بسيار باكفايتي است و اگر نبود تدبيرات او، شايد كه دانشگاه از نظر مالي با بحرانهايي فراوان روبرو ميشد. وي در مورد اين مسأله معتقد است: «ما هم ميدانيم و به مشكلات دانشجويان در اين حوزه آگاهي داريم. اما چه كنيم كه قوانين دستمان را بستهاند. بارها هم در اين زمينه مذاكره و نامهنگاري كردهايم. هر چند معتقدم در اين زمينه دانشجوها كمي هم بيانصافي ميكنند. كار دانشجويي ساعتي صد تومان است. اما مگر هزينه دانشجو چقدر است؟ غير از اين است كه غذايش وعدهاي هشتاد تومان است؟ سرويس رفت و آمدش رايگان است و ...» همان جا كسي زمزمه ميكند : «البته براي دانشجويان خوابگاهي رايگان است و شبانهها هم بايد براي يك وعده غذا ۲۵۰ تومان بپردازند. يعني دو ساعت و نيم كار براي يك وعده غذاي بعضاً افتضاح سلف»
پنج- «بارها به همين مهندس شريف پيشنهاد داديم و بهشان خاطرنشان كرديم كه از نظر قانوني بدون اشكال است اگر براي كار دانشجويي مبلغي نيز تحت عنوان حسن انجام كار يا چيزي شبيه به آن از رديفهاي بودجهاي ديگر اختصاص يابد تا حداقل از دانشگاه آزاد عقب نباشيم. اما ايشان هر بار مخالفت كردند يا كه حداقل پشت گوش انداختند. انگار كه برايشان اهميتي نداشت كه اين دستمزد به هيچ وجه عادلانه نيست.» اينها بخشي از صحبتهاي يك فعال دانشجويي در سالهايي نه چندان دور است كه قبلاً تلاشهايي در اين حوزه انجام داده است. وي ميافزايد: «حتي شنيدهام مهندس شريف از اين موضوع كه فلان دانشجويي كه براي حوزه خدمات دانشجويي كار ميكند، دانشجوي كارشناسي ارشد است و بايد بابت هر ساعت كار ۲۰۰ تومان دستمزد دريافت كند، ميناليدهاند. اما فراموش كردهاند كه اين دانشجو مسئوليت يك كارشناس را بر عهده دارد كه در نبودش بايد حداقل رقمي ۵ برابر اين براي استخدام كارشناس هزينه ميشد. به علاوه بيمه و ساير هزينههاي يك كارشناس» به نظر ميآيد خيلي هم براي مديران عدالت در پرداختها اهميت ندارد. همان طور كه سالي ۷۰ ميليون تومان براي سرويسهاي حرم هزينه ميشود كه فقط مورد استفاده جمع محدودي (بين ۵ تا ۱۰ درصد دانشجويان) قرار ميگيرد. همان طور كه ۵.۵ ميليون تومان براي اردوي راهيان نور بسيج اختصاص مييابد. همان طور كه هيأت سيدالشهدا براي هر برنامهاش به رايگان حداقل به ۱۵۰۰ نفر غذا ميدهد و در اعلاميههايش هم چنان عبارت «با صرف شام» را بزرگ مينويسد كه انگار انگيزه اصلي غذاست و در كنارش برنامهاي هم هست و پول اين همه ولخرجي از بيتالمال و بودجه امور فرهنگي دانشگاه تأمين ميشود و براي تشكلهاي ديگري نظير انجمن علمي چيزي نميماند جز سالانه ۳۰ هزار تومان. آري، به نظر ميرسد حكايت تقسيم بودجه در دانشگاه به مانند تقسيم غذا بين جوجههاي يك پرنده كه هر كس بيشتر فرياد بزند و پرخاش كند، بيشتر نصيبش ميشود
شش- « همين بيست هزار توماني كه ۵ ماه است پرداخت نشده، با دردسر هر چه تمامتر پرداخت ميشود. قانوناً هر دانشجو ماهانه تنها مجاز به انجام ۶۰ ساعت كار دانشجويي است و ما براي هر كداممان بايد سه نفر ديگر را هم پيدا كنيم كه به جايمان فرم پر كنند تا شايد ...» اين صحبتهاي يوسف جاهد، يكي از مسئولين سايت كامپيوتر دانشكده است. او ميافزايد: «قرار است كه ۴ نفر باشيم و هر نفر هر روز ۶ ساعت مشغول باشند. دو نفر از ۸ صبح تا ۲ بعدازظهر و دو نفر از ۲ بعدازظهر تا ۸ شب. اما از اول ديماه ۸۲ تا اول ارديبهشت امسال كار چهار نفر را سه نفر انجام ميدادند و هر نفر روزي حدود ۸ ساعت كار ميكرد (اين يعني هفتهاي ۴۸ ساعت كه از ميزان ۴۰ ساعت در هفته، كار موظف يك كارمند يا كارگر نيز بيشتر است) اما آن سه نفر از اول ارديبهشت از كار خود استعفا دادند و به ناچار من و آقاي اكبريان دوباره عهدهدار مسئوليت شديم كه هر دويمان تا پايان اين ماه دفاع ميكنيم و فارغالتحصيل ميشويم.» وي در توصيف شرايط كاري خود ميگويد: «جدا از خسته كننده بودن كار، هيچ امكاناتي نيز در اختيار ما قرار ندارد جز يك دستگاه كامپيوتر مثل بقيه دستگاهها و البته روزي ۴ استكان چايي!» به تلخي ميخندد و اضافه ميكند: «بچهها هم تمام ايرادات را از ناحيه ما ميبينند و از ما ميخواهند در حالي كه ما كمترين نقشي نداريم. نه در ضعيف بودن شبكه دانشكده، نه در كمسرعتي مفرط اينترنت دانشگاه، نه در ويروسي بودن شبكه كه دستگاهها را بعضي اوقات به حال فلج درميآورد.» او در مورد كارها و مسئوليتهايشان ليستي بلندبالا را رديف ميكند: «نظارت بر پرينتر و دريافت هزينه آن و رفع اشكالات اوليه آن، نظارت بر استفاده دانشجويان از دستگاهها و اينترنت، نصب ويندوز، آنتيويروس و نرمافزار بر روي دستگاهها، به روز كردن ويندوز و آنتيويروس بر روي تكتك دستگاهها، بعضا رفع مشكلات سختافزاري دستگاهها و صد البته رفع مشكلات نرمافزاري و كاربردي تمام نشدني بچهها» وي ميافزايد: «بچههايي كه اينجا سوپروايزر ميشوند از اطلاعات بسيار خوبي برخوردارند و همگي در مقاطعي مدرس برخي نرمافزارها يا زبانها بودهاند يا كه براي ايجاد شبكه در بيرون دانشگاه دعوت به كار شدهاند» و در مورد دستمزدش يادآور ميشود: «بيرون، براي نصب ويندوز حداقل ۲۰۰۰ تومان ميگيرند و براي شبكه كردن كامپيوتر ۳۰۰۰ تومان ديگر. بدون هيچگونه آپديتي و ما روزي حداقل يك ويندوز نصب ميكنيم، شبكه ميكنيم، آپديت ميكنيم، آنتيويروس نصب ميكنيم، آپديتش ميكنيم، آفيس نصب ميكنيم، مطلب نصب ميكنيم و چندين و چند نرمافزار ديگر بدون كوچكترين اضافه دستمزدي»
هفت- مهندس شريف ميگويد: «دانشكدهها بايد اين كارها را به عنوان تدريس ببينند و از محل حقالتدريس اين دستمزدها را بپردازند، اما چنين نميكنند و به حساب كار دانشجويي ميگذارند» وي اضافه ميكند: «البته بخشنامهاي از اول آذر ۸۲ آمده كه دستمزد كار دانشجوي كارشناسي به ساعتي ۲۰۰ تومان و دانشجوي كارشناسي ارشد به ساعتي ۴۰۰ تومان افزايش يابد و ما به دليل نبود بودجه اجرايش نكرديم» و اصلا هم خم به ابرو نميآورد
هشت- يكي از بچههايي كه حل تمرين برداشته است ميگويد: «حتي به دنبال گرفتن پولش هم نرفتم» و خاطر نشان ميكند: «اگر براي پول ميخواستم كار كنم، دنبال كاري ميرفتم كه پولم را راحت و بدون منت، دردسر يا تأخير بدهند و حداقل تناسبي با زحمتي كه كشيدهام داشته باشد. نه مثل اعانه بعد از كار دانشجويي» و ديگري پس از پايان يك ترم كار و ديدن فيش حقوقش ميگويد «كاش ميرفتم حمالي ميكردم، پادويي ميكردم يا بيل ميزدم، اما كار دانشجويي نميكردم»