دیگر مقالات و نمونه‌کارها
يك داستان هسته‌اي

غرامت مضاعف

ورود ممنوع
فقط براي دانشجو


خود غلط بود، آن چه مي‌پنداشتيم

بررسي تغييرات گسترده در پذيرفته‌شدگان دانشگاه‌ها
بر باد رفته


ز دانش دل برنا پير شد

لااقل به خودتان رحم کنيد، آقاي دکتر!

بيگاري دانشجويي

خودكفايي فرهنگي يا فرهنگ خودكفايي

نقطه، بازگشت

چپ‌هايى که چپ کردند

لعنت بر اين شبانه

همه همسنگران آقاي دکتر

با مخاطبان آشنا

منطقه پرواز ممنوع بر فراز خاک دانشگاه
لطفا مرا توقيف کنيد!


چشم‌هايي براي فرياد کشيدن

راه رفتن مرد مرده

با ماده ۱۵۳ موافقم!

دست‌ها بالا

برهنه‌پاي رفتن به از کفش تنگ

بچه‌های بد

چراغ زرد، يعني گاز رو بیشتر کن

رهايمان کنيد

فانوسي که اگه خاموشه...

Powered by
Movable Type 3.2
سه شنبه ۲۶ خرداد‌ماه ۱۳۸۳

خودكفايي فرهنگي يا فرهنگ خودكفايي

اين يادداشت خردادماه ۱۳۸۳ در ستون «فقط دانشجويی» شماره ۵۶-۵۵ نشريه دانشجويی واحه (دانشگاه فردوسی، دانشکده مهندسی) بدون درج نام نويسنده منتشر شد. با عنايت به اين موضوع که صاحب‌امتياز واحه، سازمان دانشجويان جهاد دانشگاهی است، درج اين مطلب موجبات ناراحتی مسؤولين جهاد دانشگاهی را فراهم آورد

«استراتژي امسال جهاد دانشگاهي در حوزه معاونت فرهنگي، خودكفايي مالي است. به اين ترتيب مجموعه واحدهاي سازمان دانشجويان نيز بايد به سمتي حركت كنند كه براي طرح‌هايشان كمتر نيازي به بودجه جهاد داشته باشند تا نشان دهيم اين طرز تفكر كه حوزه فرهنگ، حوزه‌اي مصرف‌كننده بودجه است، تفكر نادرستي است ...»
اين سخنان از زبان معاون فرهنگي جهاد دانشگاهي مشهد، آقاي شريفي، بيان شده است و مخاطب آن‌ها مسئولين دفاتر وساير قسمت‌هاي سازمان دانشجويان بودند كه در دومين جلسه امسال از سلسله جلسات مسئولين دفاتر سازمان دانشجويان شركت كرده بودند و خيلي زود هم پي بردند كه امسال نبايد خيلي دست به ولخرجي بزنند. اما به هر حال اين استراتژي نو از چند منظر قابل نقد است و شايد بهتر باشد در آن به طور جدي تجديد نظر شود
۱- فرهنگ درآمدزاست. درآمد آن هم بسيار عالي است. كافي است از قلمچي (ناشر كتاب‌هاي كمك‌آموزشي) بپرسيد. كافي است از تهيه‌كنندگان لاله‌زاري موسيقي پاپ آشغال، اما پرفروش بپرسيد. كافي است به صورت وضعيت مالي ناشران كتاب‌هاي فهيمه رحيمي و دانيل استيل نيم‌نگاهي بيندازيد يا سري به كلاس‌هاي آموزش موسيقي (به ويژه گيتار پاپ) و بازيگري بزنيد. اما سوال اساسي اينجاست. آيا تفاوتي بين جهاد دانشگاهي با مديران واحدهاي فوق وجود ندارد!؟
۲- فرهنگ و كار فرهنگي هزينه‌بر است. پس چرا در كشورهاي پيشرفته و صنعتي دنيا اين همه به آن توجه و برايش هزينه مي‌شود؟ جواب اين سوال در ماهيت فرهنگي و كاركرد فرهنگ نهفته است. آنجا كه فرهنگ و هنر با تلطيف و تقويت روحيه افراد و دور كردن آنها از زندگي ماشيني، ولو به ميزاني اندك، باعث افزايش كارآمدي و بهره‌وري در كل جامعه شده و انواع آسيب‌هاي اجتماعي را كاهش مي‌دهند. حال با اين وصف در يك محيط دانشگاهي كه قاعدتاً بايد سطح فرهنگي بالاتري نسبت به ميانگين جامعه داشته باشد، مديران و دست‌اندركاران فرهنگ بايد اين مورد را بپذيرند كه بايد براي فرهنگ هزينه كرد و اگر چنين نكنند، بعدها دانشگاه فارغ‌التحصيلاني با دانش عاليه تحويل اجتماع مي‌دهند كه سط فرهنگي‌شان تناسبي با سطح تحصيلاتشان ندارد و به نوعي اصلاً فرهنگ طبقه تحصيل‌كرده و فرهيخته را ندارند
۳- جهاد دانشگاهي هميشه مدعي نخبه‌گرايي بوده و سطح فعاليت‌هاي خود را در حوزه فرهنگ، بالاتر از ديگر تشكل‌هاي دانشجويي مي‌دانسته و به اين موضوع مي‌باليده است. كسي عام‌گرايي و عوام‌گرايي را جرم نمي‌داند. چون عام‌گريزي به منزله ديگرگريزي، بستن حلقه مخاطبان و كشيدن ديوار دور يك مجموعه است كه سبب از دست دادن كارآيي آن و حتي پوسيدن و فسيل شدن آن خواهد شد. اما در مقابل عوام‌زدگي آفت كار فرهنگي هدف‌مند است. عوام‌زدگي به آن معناست كه به جاي سياست‌گذاري و هدف‌مندي، تنها خواست عام را سرلوحه كار قرار داده و به محتوا آن طور كه بايد و شايد نپردازيم. همگان به اين نكته واقفند كه كار فرهنگي عوام‌زده، فعاليتي درآمدزا، كم‌هزينه، كم‌خطر و بدون حساسيت است. اما در مقابل براي كار فرهنگي حقيقي بايد هم هزينه مادي كرد، هم هزينه معنوي، خطر پذيرفت و منتظر جبهه‌گيري‌ها و اعتراضات مختلف نيز بود. اما در انتها كار، نتيجه‌بخش خواهد بود
۴- در پيش گرفتن اين استراتژي به عنوان مشي ممتد معاونت فرهنگي جهاد دانشگاهي تنها نتيجه‌اي كه خواهد داشت، افت و سقوط جهاد خواهد بود. بخش انتشارات و توزيع كتاب كه پردرآمدترين زيرمجموعه معاونت فرهنگي است، رو به انتشار و توزيع كتاب‌هايي عامه‌پسند و پرفروش خواهد آورد و ديگر بعيد است ريسك انتشار كتاب يك نوقلم يا كتابي با زمينه فلسفي و ... را بپذيرد. دفاتر سازمان دانشجويان هم براي تأمين هزينه‌هاي خود مجبور خواهند بود رو به پخش فيلم‌هايي عامه‌پسند و پرفروش بياورند و به جاي شب‌هاي روشن و نفس عميق، كما و دنيا را به نمايش بگذارند. جلسات كنسرت‌هاي پژوهشي موسيقي را كنسل كنند و گروه‌هاي بي‌هويت پاپ با موسيقي دست دوم لس‌آنجلسي را وارد محيط دانشگاهي كنند و ... شايد هم روزي مانند جامعه اسلامي CD رايت كنند و كارت اينترنت بفروشند.
۵- بحث خودكفايي بحثي وسوسه‌انگيز است. هم براي مديران رده بالا و هم براي مسئولين رده‌هاي پايين‌تر. اصلا خودكفايي در هر قسمتي از توليد، صنعت، كشاورزي و خدمات مي‌تواند به نوعي كارآيي را افزايش دهد. اما پيش كشيدن بحث خودكفايي مالي در حوزه فرهنگي تنها نتيجه‌اش كاهش كيفيت و خروج از عمق و آمدن به سطح خواهد بود. البته اين بدين معنا نيست كه اين فرهنگ را دروني كنيم كه بايد در حوزه فرهنگ هميشه دستمان به سوي ديگران دراز باشد. بلكه بايد به آن سو رفت كه خودكفايي يك فرهنگ شود و يك مسئول هميشه سعي كند كه از محل فعاليتش حداقل بخشي از هزينه‌هايش را تأمين كند و مصرف‌كننده را از اين خيال باطل كه فرهنگ رايگان است، برهاند. اما تا آن زمان كه مخاطبان بياموزند بايد هزينه كنند، آوردن كمترين فشاري براي تأمين هزينه‌هاي كار فرهنگي، تنها به قهقرا سوق دادن مجموعه معاونت فرهنگي جهاد دانشگاهي است كه قطعاً نامطلوب خواهد بود... و اين راهش نيست