غرامت مضاعف
اين يادداشت خردادماه ۱۳۸۵ در شماره ۶۴-۶۳ نشريه دانشجويی واحه (دانشگاه فردوسی، دانشکده مهندسی) در ستون «فقط دانشجويي» بدون درج نام نويسنده منتشر شد.
يك- فارغالتحصيلان دانشكده، چند سال بعد كه دوباره گذارشان به دانشكده ميافتد، اگر همه آدمها تغيير كرده باشند و آشنايي برايشان نمانده باشد، يك آشنا دارند و او كسي نيست جز مسؤول خندان ترياي دانشكده، محمد عبدي
دو- از همان روزهاي نخستين آغاز به كار دكتر نوعي در مقام رييس دانشكده، ساماندهي وضعيت ترياي مهندسي در دستور كار وي قرار گرفت. شنيدهها حكايت از آن دارد كه سرانجام پس از 13 سال، قرارداد محمد عبدي ديگر تمديد نخواهد شد و شهريورماه 1385، وي ترياي دانشكده را ترك خواهد كرد. هيأت رئيسه دانشكده سه انتقاد اساسي به وضعيت فعلي تريا دارند. كثيفي محيط تريا، فضاي نامناسب آن و كيفيت پايين غذاها. دكتر مؤيد، معاون اداري-مالي دانشكده ميگويد كه هر موقع وارد تريا بشويد، كثيفي ميزها و زمين به چشم ميخورد، چند نفر پايشان را روي ميز گذاشتهاند و دود سيگار تمام فضا را پر كرده است. وي همچنين به اين امر اشاره دارد كه تا دو سال قبل، اجاره تريا ماهانه پنج هزار تومان بوده است و در مقابل دو عدد يخچال، ميز و صندليها، برق و آب و يك خط تلفن در اختيار آقاي عبدي قرار داشته است. اكنون اجاره به ماهي هشتاد هزار تومان افزايش يافته است. دكتر مؤيد معتقد است آقاي عبدي، حداقل ماهي 1.5 ميليون تومان سود دارد، اما حاضر نيست كه يك كارگر بگيرد كه تريا را تميز كند. وي از طرح «Students Union» ميگويد كه قرار است بخش خصوصي بيايد و فضايي بسازد كه تايپ و تكثير، بانك CD، تريا و تشكلها در يك جا (خارج از دانشكده) جمع شوند و هزينه ساخت فضا را هم از درآمدش تأمين كند.
سه- پيدا كردن دلايل اين مشكلات كار چندان مشكلي نيست. اگر كيفيت غذاي آقاي عبدي پايين است، در مقابل قيمتش غير قابل رقابت است. همان طور كه فولاد سخت پرآلياژي از چدن گرانتر است، بين همبرگر 200 توماني و 1500 توماني هم تفاوت هست. اگر با باقي ترياهاي دانشگاه مقايسه كنيم، ارزش كار آقاي عبدي مشخص ميشود. جايي كه كيفيت كار ديگران اگر پايينتر نباشد، بالاتر هم نيست. اما قيمتهايشان حداقل 50 درصد بيشتر است. كثيفي تريا هم بيش از آن كه به نبودن كارگر در سالن برگردد، به مشتريان برميگردد. مشترياني كه بسيار زيادند و همه هم از دانشجويان دانشكده مهندسي نيستند. اضافه بر آن، بين دانشجويان دانشكده جا افتاده است كه اوقات بيكاري را ميتوان در تريا گذراند و بيكاري و وقتگذراني، هم ممكن است پايي را بالاي ميز ببرد، هم دود راه مياندازد و هم محيط را شلوغ و نامرتب ميكند. حتي ميشود ادعا كرد كه نه تنها آقاي عبدي، كه هيچ كس نميتواند به اين وضع سر و سامان بدهد.
چهار- آقاي عبدي دارد خوب كار ميكند. گواه اين ادعا، ماندن سيزده سالهاش در دانشكده مهندسي است. جايي كه دانشجوهايش به هيچ كس رحم ندارند و بيشتر آتشهاي دانشگاه از گور همينها بلند ميشود. اما طرز برخورد مؤدبانه، محترمانه و همراه با لبخند و اعتماد آقاي عبدي، كمتر كدورتي پيش آورده است. حتي بعضي اوقات آرزو ميكنيم كه برخي كارمندان دانشكده هم از آقاي عبدي ياد بگيرند. وقتي از آقاي عبدي خريد ميكنيم، اول آن چه را خواستهايم، تحويل ميدهد و بعد پولش را ميگيرد. حتي اگر پول همراهمان نباشد، ممكن است بگذارد براي بعد. حتي پيش آمده كه يكي از همين بچههاي «واحه» حالش به هم خورده و خود آقاي عبدي با پرايدش او را به درمانگاه رسانده و خرج درمانگاه را هم داده است. ترياي مهندسي تنها جايي است كه آدم احساس نميكند كه دارند سرش را كلاه ميگذارند و گرانفروشي ميكنند. اين شايد مهمترين دليل ماندن و حتي محبوبيت آقاي عبدي است. محبوبيتي كه عكس او را نماد گروه «دانشكده مهندسي دانشگاه فردوسي» در سايت «اوركات» كرده است.
پنج- وقتي از آقاي عبدي در مورد درآمدش سؤال ميكنم، ميگويد دكتر نوعي جايي گفته كه ما ماهي 3 ميليون تومان درآمد داريم. اما آخر هر ماه حدود 400 هزار تومان برايمان ميماند و اضافه ميكند «مسؤولان بقيه ترياهاي دانشگاه از دست ما شاكي هستند و ميگويند مگر تو خودت زن و بچه نداري!؟» در مورد تميزي هم ميگويد يك كارگر براي سالن گرفتهايم و وظيفهاش فقط جمع كردن سالن است. ولي ممكن است براي ناهار يا استراحت چند دقيقهاي هم بيايد اين پشت
شش- آقاي دكتر مؤيد
شما ايراداتي به تريا داريد و ما هم آنها را انكار نميكنيم. ولي ترسمان از اين است كه هدف نه رفع اين مشكلات، كه كسب درآمد باشد. درآمدي كه نه رقم قابل توجهي است و خودتان بهتر ميدانيد كه براي تأمينش، چند برابر آن از جيب دانشجويان همين دانشكده بيرون كشيده خواهد شد. وضع زندگي آقاي عبدي اصلاً نشاندهنده درآمد ماهي 1.5 ميليوني نيست. به فرض هم كه او را كنار گذاشتيد و كس ديگري را آورديد، اگر مشكلات برطرف نشد و فقط شاهد گران شدن غذايمان، زير پا گذاشته شدن احتراممان و مسائلي از اين دست بوديم، آيا حاضريد دوباره برويد دنبال آقاي عبدي؟ از آن مهمتر، واقعاً برايمان سؤال است كه آيا شما فكر تريا هستيد يا تأمين هزينه طرحهايي كه نميدانيم فايده اصلياشان چيست، آن هم از جيب دانشجو؟
هفت- دكتر حسين دهشيار معتقد است1 كه دوران پايان شورش براي جنبش دانشجويي فرا رسيده است و به اعتصاب اخير دانشجويان دانشگاه سوربن فرانسه اشاره ميكند. دانشجوياني كه بر خلاف اسلاف خويش، براي آرمانهاي جهاني و براندازي حكومتها دست به اعتصاب نميزنند؛ بلكه فقط ميخواهند امتيازات كنونيشان را حفظ كنند و كارفرمايان نتوانند به جرم جواني، اخراجشان كنند. ترياي آقاي عبدي هم يكي از آن دلخوشيهاي كوچك ماست و خواهش ميكنيم آن را از ما دريغ نكنيد.
1- روزنامه شرق، 30/1/1385 صفحه 8